|
وفکر کن که چه تنهاست , اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد
|
سالیانی دراز
گرفتار قفس بوده ای
به جرم بلند پروازیهایت
اینک
قفس را گشوده اند
و تو
آزادی و رها
اما پریدن را از یاد برده ای
به چه کار آیدت آزادی
پرواز مرده است !
امروز داشتم کتاب جهاداکبر ( سخنرانیهای امام خطاب به حوزه های علمیه ) را نگاه می کردم
احساس کردم بعضی حرفها چقدر متناسب با دوران زخم خورده ماست
از جمله صحبتهای ایشان با عنوان " هشدار به حوزه ها " که خلاصه ای از آن در زیر می آید :
................. با کمی تامل بخوانید ................
ملت انتظار دارند كه شما روحاني و مودب به آداب اسلامي باشيد . از
زرق و برق زندگي و جلوه هاي ساختگي آن بپرهيزيد . در راه پيشبرد
آرمانهاي اسلامي و خدمت به ملت از هيچگونه فداكاري دريغ نورزيد .
در راه خداي تعالي و براي رضايت خاطر او قدم برداريدو جز به خالق
يكتا به احدي توجه نداشته باشيد . اما اگر بر خلاف انتظار ديدند به جاي
توجه به ماورا. طبيعه تمام هم شما دنياست و همانند ديگران براي
جلب منافع دنيوي و شخصي كوشش مي كنيد با يكديگر بر سر دنيا و
منافع پست آن دعوا داريد اسلام و قران را بازيچه خود قرار داده ايد و
براي رسيدن به مقاصد شوم و اغراض كثيف و ننگين دنيايي خود دين
را به صورت دكاني در آورده ايد منحرف مي گردند و بدبين مي شوند .
و شما مسئول خواهيد بود .
اگر بعضي معممين سربار حوزه ها روي غرض ورزيهاي شخصي و جلب
منافع دنيوي به جان هم افتند همديگر را هتك كنند تفسيق نمايند
هياهو درست كنند در تصدي بعضي امور با يكديگر رقابت نمايند سر
و صدا راه بيندازند به اسلام و قران خيانت كرده اند به امانات الهي
خيانت ورزيده اند . خداي تبارك و تعالي دين مقدس اسلام را به
عنوان امانت به دست ما سپرده است اين قران كريم امانت بزرگ
خداست علما و روحانيون امانتدار الهي هستند و وظيفه دارند اين
امانت بزرگ را حفظ نموده به آن خيانت نكنند اين يكدندگيها و
اختلافات شخصي و دنيوي خيانت به اسلام و پيامبر بزرگ اسلام
است .
من نمي دانم اين اختلافات چند دستگيها و جبهه بنديها براي چه
مي باشد ؟ اگر براي دنياست شما كه دنيا نداريد ! تازه اگر از لذايذ
و منافع دنيوي هم برخوردار بوديد جاي اختلافات نبود مگر اينكه
روحاني نباشيد و از روحانيت فقط عبا و عمامه اي به ارث برده باشيد .
روحانيي كه با ماورا . الطبيعه ارتباط دارد روحانيي كه از تعاليم زنده و
صفات سازنده اسلام برخوردار است روحانيي كه خود را پيرو و شيعه
علي بن ابيطالب مي داند ممكن نيست به مشتهيات دنيا توجهي داشته
باشد چه رسد كه به خاطر آن اختلاف راه بيندازد !
شما كه داعيه پيروي از اميرالمومنين داريد لااقل در زندگي آن مرد بزرگ
كمي مطالعه كنيد ببينيد واقعا هيچ گونه پيروي و مشايعتي از آن حضرت
مي كنيد ؟
آيا از زهد تقوي زندگي ساده و بي آلايش آن حضرت چيزي مي دانيد و
به كار مي بنديد ؟
آيا از مبارزات آن بزرگوار با ظلم و بيدادگري و امتيازات طبقاتي و دفاع و
پشتيباني بي دريغي كه از مظلومين و ستمديدگان مي كرد و دستگیریهایی
كه از طبقات محروم و رنجديده اجتماع مي نمود چيزي مي فهميد ؟
وعمل مي كنيد؟ آيا معناي شيعه تنها داشتن زي ظاهري اسلام است ؟
![]()

سري به غربت نمناك برگها بزنيم
به دست واسع نور
به اشك شوق طـراوت
به سطح گلشن دور
چه خوب بود اگر گاه مي سروديم از
سكوت منجمد نان در آسمـان تـنور
سري به وسعت پنهان دردها بزنيم
به زخمهاي شرور
به ظلمتي كه پراكنده گشته در دنيا
به دست عقل فكور
چه خوب بود اگر گاه مي فسرديم از
بلـوغ مـلتـهـب و پـر شـراره زر و زور
سري به حرمت سوزان اشكها بزنيم
به شاهدان غرور
به عارفي كه نگاهش در امتداد خداست
به سمت زورق نور
چه خوب بود اگر گاه مي شكفتيم از
نگــاه مـبهــم انـسـاني از كـــرانه دور
اگر آنکه رفت
خاطره اش را می برد
فرهاد سنگ نمی سفت !
مجنون آشفته نمی خفت !
حافظ شعر نمی گفت !
قدسی قاضی نور
کسی به فکر گلها نیست
کسی به فکر ماهی ها نیست
کسی نمی خواهد
با ور کند که باغچه دارد می میرد
که قلب باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود
و حس باغچه انگار
چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده است
من از زمانی
که قلب خود را گم کرده است می ترسم
من از تصور بیهودگی این همه دست
و از تجسم بیگانگی این همه صورت می ترسم
من مثل دانش آموزی
که درس هندسه اش را دیوانه وار دوست می دارد تنها هستم
فروغ فرخزاد
.jpg)